عز الدين حسينى زنجانى
52
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
زيباست . بنابراين نيكويى و زيبايى ، دائر مدار خلقت است . مخلوقى نيست مگر اين كه نيكوست ؛ چون احسانِ اوست و نيكى و زيبايىاى نيست مگر اين كه منسوب به او و مخلوق او مىباشد . اما راجع به اين كه همهء مخلوقات ، در كمال اختيار از او صادر شده صريح آيهء شريفه است كه « هُوَ اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ » ؛ « 1 » اوست خداى يگانه و كردگار قهار . خداى متعال مىفرمايد : او قهّار ( بسيار چيره ) بر همهء قاهران است ؛ پس كيست كه بتواند او را مقهور و مجبور سازد ؟ و خلقت او از راه كمال ؛ اختيار است . بنابراين هر كار نيك و زيبايى فقط با كمال اختيار و آگاهى از او صادر مىگردد . نتيجه : ذات متعال فاعل حقيقى هر كار نيكى است كه از كسى صادر مىگردد . پس هيچ ستايشى از كسى براى كار خير صادر نمىشود مگر اين كه - حقيقت آن - به خداى متعال برمىگردد . اصلى كه استاد فرمودهاند صحيح و متين است . اما استشهاد به آيات خالى از نظر نيست ؛ زيرا ظاهر خالقُ كلِّ شَىء ، موجوداتى است كه مستقلًا وجود دارند ؛ مانند خلقت آسمان و زمين و آنچه كه در آنها مىباشد و اين آيه در مقابل مشركين است كه مخلوقاتى از قبيل سنگ و چوب را مىپرستيدند : « أَرُونِى ماذا خَلَقُوا مِنَ الأَرْضِ » ؛ « 2 » به من نشان دهيد چه چيزى از زمين را آفريدهاند ؟ ! نيز در آيهء « الَّذِى أَحْسَنَ . . . » ، احسان خلق نيز به همين صورت است . مراد از آيهء « وَعَنَتِ الوُجُوهُ . . . » ؛ « 3 » خضوع اضطرارى در قيامت است كه فايدهاى به حال خاضع نمىبخشد و ازاينرو در بقيهء آيه فرمود : « وَقَدْ خابَ مَنْ عَمِلَ ظُلْماً » ؛ كسى كه ظلم مىكند حتماً ناكام است ؛ و چون مىبايست در وقتش خضوع مىكرده است و تسليم
--> ( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 4 . ( 2 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 41 . ( 3 ) . طه ( 20 ) آيهء 111 .